خرید بک لینک

بعد از حدود دویست و چند ماه زندگی، و مانند همه ی آدم حسابی های تاریخ به این نتیجه می رسم که برای یافتن هویت گم کرده ام باید به نقطه ی اولین بازگردم. جایی حوالی نقطه ی صفر...

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

ب

و [شیخ بایزید بسطامی] گفت: به صحرا شدم عشق باریده بود. و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو میشد.

تذکرة الاولیا | عطار نیشابوری

نوشته شده توسط من در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۳/۰۲ |

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

ب

در بین گشت و گذار هایم میان وبلاگهای بروز شده، چشمم افتاد به یک وبلاگی با این نام: بهترین ورژن خودت باش!

بنده هم فی المجلس با اندک ذوق شاعری که دارم این تک بیت را سراییدم:

«بهترین ورژن من نیست در این نزدیکی

او که میرفت به همراه خودش آن را بُرد»


برچسبها: امان از بی مطلبی
نوشته شده توسط من در جمعه ۱۳۹۶/۰۳/۱۲ |

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

ب یک سری وقتی مطلبی می نویسند از اول معلوم است آخرش چه میخواهند بگویند. خیلی سریع خودشان را لو می دهند. از تک تک توصیف هایشان می شود فهمید قرار است بعدا آن را در همان مطلب یا بحث استفاده کنند. خب این عملا بلاتاثیر می کند حرفشان را. به نظر من اگر مخاطب بو ببرد که اول تکمه ای یافته اید و پس از آن به س

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

ب در یکی از کانال های تلگرام (که عضوش هم نیستم) چشمم خورد به جمله ای از کامو. این بود: «کسانی که مدعی اند همه چیز را می دانند و همه چیز را می توانند درست کنند، سرانجام به این نتیجه میرسند که همه را باید کشت». حس کردم بی ارتباط به پست ۵۱ بنده نیست. لب کلام هم اینست که نوعی تسلیم و انقیاد داشتن توسط

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

ب و اینک عبارات شیخ اشراق از ابتدای «صفیر سیمرغ» آورده میشود: «... و زیان ندارد که در پیش مقدمه یاد کنم از احوال این مرغ بزرگوار و مستقر او. روشنروانان چنین نمودهاند که هر آن هدهدی که در فصل بهار به ترک آشیان خود بگوید و به منقار خود پر و بال خود بر کَنَد و قصد کوه قاف کند، سایه کوه قاف بر او افت

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

ب یکی از خرده فرهنگ های بسیار نامطبوعی -حداقل برای من نامطبوع- که در میان اطرافیان خود مشاهده می کنیم، علاقه به تمسخر و تحقیر بقیه به همراه "نچ نچ" کردن است. معمولا هم راجع به بزرگترین ها و مهمترین ها. مثلا لم میدهیم روی مبل، خیار به دست میگوییم: «آمریکاییها در جنگ جهانی دوم فلان کار را کردند. هیچ ک

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

ب

کتاب خواندن به من آرامش میدهد. ذهنم را از اتفاقات بیهوده دور می کند و کاری می کند که بدون عذاب وجدان وقتم را بگذارنم. این حس را خیلی وقت بود فراموش کرده بودم. شاید حدود دو سال.

نوشته شده توسط من در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۰۱ |

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

ب زمانی به خواندن کتاب های هری پاتر علاقه ی زیادی داشتم. دوران راهنمایی. چند وقت پیش به این فکر افتادم که بروم فیلم هایش را هم ببینم. اما هر چه میگذرد به این بیشتر پی می برم که دیگر علاقه ای به این کار ندارم. حتی از آن بدم می آید! و این امر مرا به تعجب وا می دارد. چطور موضوعی که زمانی شیفته اش بودم

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

بعد از حدود دویست و چند ماه زندگی، و مانند همه ی آدم حسابی های تاریخ به این نتیجه می رسم که برای یافتن هویت گم کرده ام باید به نقطه ی اولین بازگردم. جایی حوالی نقطه ی صفر...

برچسب: نویسنده: پرهام خلیلی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 3:32

صفحه بندی